شهر الکترونیک نجف آباد - قصه،داستان کودکان،شعر کودکان،ترانه های کودکان،قصه کودکانه،شعر کودکانه،قصه های کودکانه،ترانه کودکان
19 تیر 1394 خواندن 54 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
در روزگاران قدیم خرگوشی زندگی می کرد که دم دراز و گوش های کوچکی داشت؛ یعنی همه ی خرگوش ها این شکلی بودند. اما این خرگوش با یک روباه حیله گر دوست شده بود. هر چه قدر همه می گفتند دوستی خرگوش و روباه درست نیست، خرگوش به حرف آن ها گوش نمی داد. چون با روباه بازی می کرد… ادامه مطلب...
19 تیر 1394 خواندن 45 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
در یک جنگل بزرگ شیر و شغالی زندگی می کردند که با هم دوستان صمیمی بودند. شیر پادشاه جنگل بود و شغال وزیرش. همه ی حیوونای جنگل شیر را دوست داشتند و از وجودش راضی بودند اما شغال همیشه به فکر کشتن شیر بود تا خودش پادشاه جنگل بشه.یک روز شغال نقشه ای کشید. شیر هر روز نزدیک های ظهر… ادامه مطلب...
19 تیر 1394 خواندن 49 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
بهار اومده و برفا آب شدند و برگای درختان از دوباره در اومدند  و همه ی حیوانات جنگل بیدار شدند و با هم بازی می کنند.اما خرس کوچولو هنوز خوابه و نمی دونه که بهار اومده. گوش بدید صدای خرخرش میاد.حالا فصل تابستونه. هوا گرم شده و حیوونای جنگل مشغول بازی و شادی اند. اما بازم خرس کوچولو نیست. اون… ادامه مطلب...
06 خرداد 1394 خواندن 58 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
آزادي پروانه ها بهار بود ، پروانه هاي قشنگ و رنگارنگ در باغ پرواز مي كردند.  حسام ، پسر كوچولوي قصه ما توي اين باغ ، لابه لاي گلها مي دويد و پروانه ها را دنبال مي كرد . هر وقت پروانه زيبايي مي ديد و خوشش مي آمد آرام به طرف او مي رفت تا شكارش كند . بعضي… ادامه مطلب...
04 ارديبهشت 1394 خواندن 51 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
فصل زمستان آمده بود. همه ی پرندگان به سمت جنوب پرواز کرده بودند، چون هوای جنوب گرم تر بود و توت هایی زیادی برای خوردن داشت. اما یک پرنده ی کوچولو جا مانده بود و به سمت جنوب نرفت، زیرا بالش شکسته بود و نمی توانست پرواز کند. او تنها و بی کس در هوای سرد و برفی گیرافتاده بود.… ادامه مطلب...
04 ارديبهشت 1394 خواندن 51 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
دوچرخه خداي من! مي‌بيني؟دوچرخه‌ام خرابهتكيه داده به ديوارانگاري خوابِ خوابهچرخ دوچرخه پنچرهخراب شده، راه نمي‌ره دوچرخه‌ام حال نداره پرنده بود و مي‌پريداما حالا، حال ندارهخداي من! كمك كنحسابي بادش كنمسوار بشم، دور بزنمبخنده،‌ شادش كنم.   شاعر: مصطفي رحماندوستshahrzadpress.com ادامه مطلب...
04 ارديبهشت 1394 خواندن 55 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
روز خیلی گرمی بود، سوسماری با بچه‏ هایش توی باتلاق کنار آبگیر تن‏شان را به گل می‏زدند. از گرمای هوا کلافه شده بودند. به طرف آب رفته و بدن‏شان را در آب خنک فرو بردند. احساس بهتری پیدا کردند و از آب خنک لذت می‏بردند. چند دقیقه‏ ی بعد، صدای وحشتناکی شنیده شد. سوسمار به بچه‏ هایش گفت: «شکارچی‏ ها… ادامه مطلب...
04 ارديبهشت 1394 خواندن 53 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
هوا خیلی گرم بود. آقای هندوانه داشت به سمت خانه می رفت. ناگهان صدای گریه ی یک بچه را شنید. جلو رفت. دید یک بچه از روی دوچرخه اش روی زمین افتاده و دارد گریه می کند. آقای هندوانه دست بچه را گرفت و بلندش کرد اما بچه هنوز گریه می کرد. آقای هندوانه دلش سوخت و می خواست کاری… ادامه مطلب...
04 ارديبهشت 1394 خواندن 52 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
تو خونه ی گربه ها هیچی سر جاش نیست. مثلا اگه ناخنگیر لازم باشه معلوم نیست باید تو یخچال دنبالش گشت یا تو جعبه ی داروها یا ...مثلا همین دیروز همه ی وسایل خونه با نخ به هم بسته شده بودند. اگه بابا گربه ها می خواست شلوارشو برداره میز هم باهاش بلند می شد. تلویزیون هم تکون می خورد.… ادامه مطلب...
04 ارديبهشت 1394 خواندن 57 دفعه برای نظر دادن اولین باش!
روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ، تعدادی کبوتر زندگی می‌کردند. در آن نزدیکی یک شکارچی هم بود که هر روز به سراغ این پرندگان می‌رفت و تورش را روی زمین پهن می‌کرد و وقتی پرنده‌ای روی تور می‌نشست آن را شکار می‌کرد. کبوترها از این موضوع خیلی ناراحت بودند،چون کم‌کم تعدادشان کم می‌شد و غم و غصه در جمع آنها… ادامه مطلب...

نظرات کاربران

ممنون از سایت خیلی خوبتون
- فرشته
سلام کسی آدرس کتابخونه شهید کاظمی رو میدونه دقیق به من بده اگه مدیونیم همین جا جواب بدید ممنون میشم
- امیر
سلام کسی عکس یا فیلم از تصادف مامور نیروی انتظامی در تاریخ1395/02/07 باموتور در امیر اباد داره ؟
- حسین
خوبه
- حمید
با سلام
لطفا در مورد اجرای طرح بیشتر توضیح دهید. در این روش تا چند درجه میتوان باغ را گرم تر کرد؟ ایا از لحاظ اقتصادی توجیه دارد؟ لطفا نام باغ و باغدار و توضیحات بیشتر را بیان کنید.
- فرهاد
باسلام.نباید حساب همه رو با هم قاطی کرد‌.خدایش بعضی از این طب سنتی اسلامی ها کارهای ارزنده ای کرده اند.ضمنا دخالت در درمان هم در مورد اینها مصداق تداره.اینها که قرص و دارو و امپول که ندارن و تجویز هم نمیکنن.فقط توصیه هایی در خصوص مصرف مواد غذایی دارن که البنه جواب هم میدهد.مثلا اینها میگن بابا ماست را با ماهی نخورین و...